هیچ جنگی ، آینده یک ملت را نمی‌سازد
هیچ جنگی ، آینده یک ملت را نمی‌سازد
تاریخ را فاتحان نمی‌نویسند : تاریخ را ملت‌هایی می‌نویسند که توانسته‌اند از سقوط *سرزمین مادرینجات پیدا کنند.گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، جلوگیری از جنگی است که می‌تواند آینده یک کشور را برای نسل‌ها نابود کند.امروز در میانه التهاب و هیجان یک پرسش اساسی کمتر شنیده می‌شود اگر این جنگ ادامه پیدا کند در پایان چه چیزی نصیب ایران خواهد شد؟
آیا قرار است سرزمینی به ایران افزوده شود؟
آیا مردم زندگی بهتری خواهند داشت؟
آیا اقتصاد قوی‌تر خواهد شد؟
یا آنچه باقی می‌ماند کشوری خسته با زیرساخت‌هایی آسیب‌دیده با خانواده‌هایی داغدار و نسلی خواهد بود که بهای تصمیم‌های امروز را تا دهه‌ها بپردازد؟نخست باید یک اصل را روشن گفت کشته شدن سربازانی که در خوابگاه یا محل استراحت خود بوده‌اند،
از منظر انسانی محکوم است.
در آن لحظه آنان درگیر نبرد مستقیم نبودند آنان پیش از هر چیز انسان بودند فرزندان خانواده‌هایی که چشم‌انتظار بازگشتشان بودند.
جنگ اگر حتی ابتدایی‌ترین مرزهای انسانیت را از میان ببرد، دیگر چیزی جز خشونت باقی نمی‌ماند چرا فکر نمی کنید چه میشود ؟اما دردناک‌تر از این صحنه‌ها عادی شدن آنهاست.
جامعه‌ای که هر روز خبر مرگ انفجار و ویرانی را بشنود و دیگر تکان نخورد در حال از دست دادن حساسیت اخلاقی*خود است.

این فرسایش خاموش یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای هر جنگ طولانی است.
در کنار این واقعیت تلخ باید با صدای بلند از کسانی پرسید که از پشت میزهای امن امثال بعضی از نماینده ها از پشت صفحه تلفن همراه یا از استودیوهای رسانه‌ای امثال بعضی مجری ها مردم را به ادامه جنگ تشویق می‌کنند.
آیا خودتان آماده پرداخت همان هزینه‌ای هستید که از دیگران می‌خواهید بپردازند؟جنگ را نباید از فاصله‌ای امن رمانتیک کرد.جنگ صدای آژیر صف دارو نگرانی خانواده‌ها و تعطیلی کارخانه‌ها و کاهش فرصت‌های شغلی و اضطرابی است که به خانه‌های مردم راه پیدا می‌کند و همین الان هم رسیده اقای نماینده که دو روز تو هیچ جنگی نبودی چرا نمی بینی چرا اگر هم میبینی چیزی نمیگی ؟
هیچ جامعه‌ای با شعار شعار شعار شکوفا نشده است. آنچه کشورها را حفظ می‌کند تصمیم‌های خردمندانه توان مدیریت بحران و حفظ سرمایه‌های انسانی است.
پرسش دیگری که کمتر مطرح می‌شود این است که اگر این جنگ ادامه یابد، آیا مسئله فقط خطوط مقدم خواهد بود؟پاسخ روشن است: خیردرگیری‌های فرسایشی تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهند : آنها به اقتصاد، آموزش، سلامت روان، سرمایه‌گذاری، اعتماد عمومی و آینده جوانان و حتی نوجوانان نیز سرایت می‌کنند.
آسیب دیدن زیرساخت‌های حیاتی به‌ویژه در مناطق جنوبی کشور فقط یک خسارت فنی نیست.پالایشگاه پل ها نیروگاه بندر شبکه حمل‌ونقل و تأسیسات انرژی و …..، ستون‌های زندگی روزمره مردم و توان اقتصادی کشور هستند. ساختن آنها سال‌ها زمان و سرمایه می‌خواهدتخریبشان ممکن است در چند دقیقه رخ دهد. سکوت در برابر این خطر به سود هیچ‌کس نیست ، چرا حالا که جنگ سوم دوباره شروع شد ،سکوت کردید ، با کی یا چی یا …… هماهنگ هستید .
در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خطر الزاماً از دست دادن خاک نیست.تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که گاهی کشورها بدون تغییر مرزها، بخش مهمی از توان ملی خود را از دست می‌دهند.اقتصاد ضعیف می‌شود، نخبگان مهاجرت می‌کنند، سرمایه فرار می‌کند،اعتماد عمومی کاهش می‌یابد و شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر می‌شوند. اینها زخم‌هایی هستند که حتی پس از خاموش شدن سلاح‌ها نیز سال‌ها باقی می‌مانند.
اگر جنگ فرسایشی ادامه پیدا کند، سناریوهای پرهزینه‌تری نیز ممکن است مطرح شوند : از تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی گرفته تا افزایش مداخلات خارجی و تضعیف انسجام ملی و حتی تجزیه ایران دور از ذهن نیست .هیچ‌یک از این پیامدها اجتناب‌ناپذیر نیست اما نادیده گرفتن احتمال آنها نیز مسئولانه نیست.سیاست‌ورزی خردمندانه یعنی پیشگیری از بدترین سناریوها نه انتظار برای وقوع آنها.
از منظر جامعه‌شناختی ، ملت‌ها زمانی آسیب‌پذیر می‌شوند که گفت‌وگو جای خود را به هیجان و تحلیل جای خود را به شعار های دروغین بدهد.جامعه‌ای که تنها صدای طبل جنگ را بشنود و فرصت اندیشیدن را از دست بدهد، ممکن است دیر متوجه شود که هزینه واقعی جنگ نه در تیترهای خبری بلکه در سفره مردم آینده کودکان و امید جوانان نمایان می‌شود.
این سخنان بنده بعنوان جامعه شناس دعوت به ضعف نیست دعوت به مسئولیت است. قدرت واقعی فقط در توان نظامی خلاصه نمی‌شود.قدرت واقعی آن است که جان شهروندان حفظ شود زیرساخت‌های ملی از آسیب دور بمانند، اقتصاد تاب‌آور باشد و جامعه امید خود را از دست ندهد.
اکنون مسئولیت تصمیم‌گیران کشور بسیار سنگین است. آقایان دقت کنید تاریخ رهبرانی را که در لحظه‌های حساس راهی برای

جلوگیری از گسترش بحران یافته‌اند با احترام به یاد آورده است.جامعه انتظار دارد همه ظرفیت‌های سیاسی دیپلماتیک و مدیریتی برای جلوگیری از تشدید درگیری حفاظت از مردم و کاهش هزینه‌های انسانی به کار گرفته شود.
امروز هنوز فرصت تصمیم‌های بزرگ وجود دارد ، اما این فرصت همیشگی نیست.هر روز تأخیر هزینه‌ای بر دوش خانواده‌ها، اقتصاد و آینده کشور می‌گذارد.هنر سیاست، تنها اداره بحران نیست : *جلوگیری از تبدیل بحران به فاجعه است.در پایان باید این پرسش را بار دیگر با صدای بلند تر مطرح کرد:
اگر قرار نیست از دل این جنگ آینده‌ای امن‌تر اقتصادی قوی‌تر و جامعه‌ای امیدوارتر بیرون بیاید پس چه چیزی قرار است به دست آوریم؟
پاسخ به این پرسش نه در شعار بلکه در مسئولیت‌پذیری خرد جمعی حتی با اخراجی های شما در قدیم و تصمیم‌هایی نهفته است که امروز گرفته می‌شود.امروز بیش از هر زمان دیگری ایران به عقلانیت گفت‌وگو و آینده‌نگری و حفظ جان مردم نیاز دارد. هیچ پیروزی پایداری بر ویرانه‌های امید یک ملت ساخته نمی‌شود*.

نویسنده: دکتر سید حسین آقا سید مرتضی – هیات علمی دانشگاه

منتشر شده در رسانه خبری: زمان نیوز

دسته‌ها: روزنامه