رسانه ملی قرار بود دانشگاه عمومی کشور باشد : جایی که مردم از آن ادب، گفتوگو، احترام و عقلانیت بیاموزند.
یادداشتی از دکتر سید حسین آقا سید مرتضیاستادیار و جامعهشناس
اما درست نگاه کنید امروز در بخشی از برنامههای تلویزیون، اتفاقی معکوس در حال رخ دادن است. گویی هرچه لحن تندتر رفتار خشنتر و فضای برنامه پرتنشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیب سازندگان آن خواهد شد.*این یک خطای رسانهای نیست: یک خطای فرهنگی است
جامعه با دستور اخلاقی تربیت نمیشود: جامعه، رفتار را تقلید میکند ، قهوه تلخ و …. فراموش کردید .
وقتی مجری ها با پرخاش سخن میگویند ، کارشناس به جای استدلال تحقیر میکند و در یک برنامه آشپزی، پرتاب کردن ظرف غذا به عنوان بخشی از نمایش پذیرفته میشود، تلویزیون در حال آموزش رفتاری است که سالها بعد، نتیجه آن را در خانواده، مدرسه و خیابان خواهیم دید.
نگرانکنندهتر از خود این رفتارها، سکوت مدیرانی است که باید نخستین مدافع استانداردهای حرفهای رسانه باشند.
هیچ رفتار نادرستی بدون عبور از فیلتر تهیهکننده، مدیر گروه، مدیر شبکه و ساختار نظارتی روی آنتن نمیرود.
بنابراین وقتی چنین صحنههایی تکرار میشوند، دیگر نمیتوان آنها را صرفاً اشتباه یک مجری یا یک برنامه دانست : این نشانه ضعف در نظام مدیریت رسانه است.
از سوی دیگر. پرسشی که افکار عمومی حق دارد پاسخ آن را بداند، معیار انتخاب برخی مجریان و کارشناسان است.
رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، باید ویترین نخبگان کشور باشد، نه محلی برای آزمون و خطای چهرههایی که گاه نه پشتوانه علمی روشنی دارند و نه توانایی لازم برای گفتوگوی حرفهای.
اگر تخصص، تجربه و اعتبار علمی معیار انتخاب نیست، پس چه معیاری جای آن را گرفته است؟
برخی مدیران ظاهراً تصور میکنند هر کلیپی که در فضای مجازی دستبهدست شود، نشانه موفقیت است. این نگاه، خطرناکترین اشتباه رسانهای است. دیده شدن با اعتمادسازی تفاوت دارد. جنجال ممکن است چند ساعت مخاطب جذب کند، اما اعتماد عمومی را از بین میبرد : و رسانهای که اعتمادش را از دست بدهد، حتی پرمخاطبترین برنامههایش نیز دیگر مرجعیت فرهنگی نخواهند داشت.
امروز مسئله فقط کاهش مخاطب تلویزیون نیست : مسئله آن است که برای جبران این کاهش، راهحلهایی انتخاب میشود که خود به تشدید بحران منجر میشوند.
جذب مخاطب از مسیر هیجانهای کاذب، پرخاشگری و شکستن مرزهای اخلاق حرفهای، شاید آمار بازدید چند کلیپ را افزایش دهد، اما سرمایه اجتماعی رسانه را کاهش میدهد.
رئیس سازمان صدا و سیما باید این پرسش را بیپرده پاسخ دهد: آیا از کیفیت مجریان، کارشناسان، تهیهکنندگان و خروجی فرهنگی شبکهها رضایت دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، باید وضعیت کنونی را نیز بپذیرد و اگر پاسخ منفی است، زمان اصلاح فرا رسیده است. تغییر، از مدیران آغاز میشود، نه از مخاطبان و خود او اولین نفر استعفا دهد* .
رسانه ملی هنوز میتواند جایگاه خود را بازیابد، اما نه با فریاد، نه با حاشیه و نه با نمایش بیاخلاقی. رسانه زمانی دوباره مرجع خواهد شد که احترام، تخصص، ادب و عقلانیت را به قاب تلویزیون بازگرداند.جامعه ایران بیش از هیجان، به اعتماد نیاز دارد : و اعتماد، با اخلاق حرفهای و علمی ساخته میشود، نه با جنجال و این بی سواد ها .عزیزان دلسوز زود دیر می شود .
دیدگاهها